میلادی دیگر

 

آسمان اندازه اش بود

تاخوبتر نفس بکشد

میدانی آزادی

پاگرفتن کودک است

دلخوشی هایش رامی چیند

روی پلک زندگی

پیشترازسکوت دست بر می داشتی

فریاد می رویید

اما حالا...؟

بی خود نقاشی ات راسهم آفتاب نکن

به پرنده هق هق رامعنا نمی کنند

تو ستاره ای 

جرقه آفرین در ذهن ها

آن زخم که هیچ وقت زبان باز نمی کند

در آرزوی پرواز بال خواهی داد

باید آبستن آسمان شوی

سزاوار تو

از حوصله ی مرگ سر رفتن نیست

دلهره  شوق  حسی سبز

زمین در انجماد قهر بسته

چون زنی در پشت میلادی دیگرایستاده است.

/ 86 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یوسف نیا

سلام حمید جان حال شما؟ بهم سر نمیزنی؟ منتظرت هستم[گل]

مریم

ببخشید اشتباهی شد

آریان

با سلام به تو خوب هم وطن آرزویم برایت ، رسیدن به بهترینهاست كاش می شد كه به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد كه هنوز انسانیم!!!!! آریان

golsa

salam weblogetun khelyi khube movafag bashin be manh am sar beanid merci misham[چشمک]

لبخندایرانی

خبري باورنكردني در وبلاگ لبخند ايراني براي شما دوستان خوب ابن وبلاگ منتظر شما هستيم(گروه وبلاگ نويسي لبخندايراني)

مریم

قلم زیبایت زیبا افریده است ای زیبا

زهرا شریعت زاده

سلام دوست من. خوبی؟ممنونم که اومدی. امیدوارم همیشه موفق باشی . بازم به ما سر بزن.خوشحال می شیم.

الهه

میتوان همچون عروسک های کوکی بود/ با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید/ میتوان در جعبه ای ماهوت/ با تنی انباشته از کاه / سالها در لابلای تور و پولک خفت/ میتوان با هر فشار هرزه دستی/ بی سبب فریاد کرد و گفت/ " آه، من بسیار خوشبختم "

بیتا

[وحشتناک]